الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

183

الخصال ( فارسي )

و ديندارى او را رهنما باشى و با وى چنان معامله كنى كه دانى به نيكى بر وى پاداش برى و به بدى كردن در حق وى كيفر مىبينى . حق برادر تو آنست كه بدانى او دست تو و ارجمندى تو و توانايى توست هيچ گاه او را اسباب معصيت و ستم خود مساز و در برابر دشمن وى را يارى كن و براى او خير انديش باش ، هر گاه مخالف فرمان خدا كار بندد از او يارى مكن و فرمان خداى را يارى كن . حق آنكه ترا خريده و آزاد كرده آن است كه بدانى خواستهء خويش را بر تو هزينه كرده و ترا از بند خوارى برآورده و به ارجمندى آزادى داده و براى بندگى خدا به تو آسايش داده و دانسته باشى كه وى بر زنده و مردهء تو از ديگران شايسته‌تر است ، از جانب خود هر چه دارى هر گاه نيازمند است بايد وى را يارى كنى هر چند توانايى از خداست و در جاويدان بهشت پاداش است .